ازقاب خود بیرون بزن! یک شعراز بَرکن
یک شعر از بَر کن، میانِ زندگی سَر کن
با چرخ ِ بازیگر که دارد بازی ِ بسیار
مثل خودش بازی کن و کاری برابر کن
هر صحنه از این زندگی، یک شُعبده دارد
فکرِ کلاه ِ بوقی و سِحر و کبوتر کن !
این زندگی تصویری ازخوبیّ ُ وناخوبی است
مثلِ نمایش، قصه ای از دیو و دلبر کن
تو آخرین بازیگری، این صحنه را سرکن
نقش ِ خودت را با تمامِ عشق، باور کن !
#یدالله_گودرزی
برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:10
برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:10
برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:10
خدایا ! خانه ای ویران نمانَد
زمین ِ خُشک، بی باران نَمانَد
دلی سرگشته، بی ایمان نمانَد
الهی سُفره ای بی نان نَمانَد !
#دکتر_شهاب_گودرزی
برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:10
محمدرضا شفیعیکدکنی:بزرگا گیتی آرا نقش بند روزگارا ای بهار ژرف به دیگر روز و دیگر سال تو میآیی و باران در رکابت مژدهی دیدار و بیداریتو میآیی و همراهت شمیم و شرم شبگیران و لبخند جوانهها که میر
برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:10
برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:10